العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
104
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
على بن الحسين خارج شود يك سال ما در خدمت ايشان خارج شديم همين كه بمنزلى بنام سقيا رسيديم فرود آمد و نماز خواند و سجده شكر بجاى آورد در سجده خود تسبيح را گفت در اطرافش هر درخت و سنگ و گلى بود با او تسبيح گفتند و من و دوستانم از اين جريان ترسيديم . آنگاه امام فرمود سعيد خداوند عزيز وقتى جبرئيل را خلق فرمود به او اين تسبيح را آموخت تمام آسمانها و ساكنان آن به تسبيح جبرئيل تسبيح كردند اين تسبيح اسم اكبر خداست . فرمود سعيد پدرم حسين عليه السلام از پيامبر ايشان از جبرئيل او از خداى يكتا نقل كرد كه فرمود هر بندهاى از بندگانم به من ايمان آورد و تصديق نبوت ترا نمايد و دو ركعت نماز در مسجد تو بخواند وقتى خالى باشد تمام گناهان گذشته و آيندهاش را مىبخشم من گواهى راستگوتر و شاهدى بزرگتر بر صدق اين حديث از على بن الحسين پيدا نكردم . روزى كه على بن الحسين از دنيا رفت تمام مردم از مؤمن صالح و فاسق و فاجر در تشييع جنازهاش شركت كردند پيوسته جمعيت تشييع ميكردند تا جنازه را بر زمين گذاشتند با خود گفتم اگر روزى را من بتوانم بيابم كه مسجد پيغمبر خالى باشد امروز است فقط يك زن و مرد باقيمانده بودند كه آن دو هم براى تشييع خارج شدند من در مسجد ماندم تا دو ركعت نماز را بخوانم ناگاه صداى تكبيرى از آسمان بلند شد و صداى تكبيرى از زمين در جواب آن بلند گرديد باز از آسمان صداى تكبير برخاست از زمين جوابش بلند شد من چنان ترسيدم كه روى زمين افتادم در اين موقع هر چه در آسمان بود هفت تكبير گفتند بعد هر چه در زمين بود هفت تكبير نماز بر جنازه على ابن الحسين تمام شد مردم وارد مسجد پيامبر شدند و من نتوانستم دو ركعت نماز را در هنگام خلوت بخوانم و نه نماز بر جنازه امام خواندم گفتم سعيد اگر من بجاى تو بودم نماز بر جنازه زين العابدين را انتخاب ميكردم واقعا زيان بزرگى كردى اشكهاى سعيد جارى شده گفت من نظرى جز خير نداشتم